سلام
باز آمدم . از سفر ...
گفتنی زیاد است . اما توان نوشتن ...
زمانی می باید برای مهار هجوم واژگانی که در ذهنم چرخ می خورند .
برای نظم بخشیدن به جوشش خاطره های عزیزی که هر ازگاهی وجودم را زیر بارشی بی امان
نوازش می دهند . برای آرام ساختن دلی که بی قرار است . برای نوشتن ......
تنها چیزی که می توانم بگویم و باید بگویم این است؛ که در تمام لحظه های حضور در سرزمینی
که گوشه گوشه اش آغشته با یاد بهترین دوستان خداست . در سرزمین وحی و در تمام آن
لحظه های خوب ، عجيب به ياد تك تكتان بوده ام . و نامتان را كه نه ... ، نام نامه هايتان را ،
در حريم امن الهي به نجوا خوانده ام . با آرزوي عشق ؛ يقين ؛ صبر ؛ صدق ؛ اقتدار ؛ توفيق
گام هاي استوار در مسير دوست ؛ و سعادت حضور در كنار خانه اش .
حق نگهدار
راهي
